
خیالم بود
خیالم بود
گل گلدان من تو شدی
تو شیرین نبات
باب دندان من تو شدی
ندانستم بی وفا
تیر بر قلب رندگی من می زنی
آتشی به وسعت مرگ
بر زندگی من می زنی
ای کاش
از تعادلمان میزان می شدم
یا که
از لبخند تو گریزان می شدم /۷۸
اگه من نباشم
اگه من نباشم کی دست رو شونه هات می زاره
اگه من نباشم کی خنده رو گونه هات می زاره
اگه من نباشم از کی بهونه می گیری
بهونه از من و از خونه می گیری
اگه من نباشم دیگه برای کی ناز می کنی
سفره دلتو پیش کی باز می کنی
اگه من نباشم کی اشکهاتو پاک می کنه
اون همه غم هاتو تو دلش خاک می کنه
اگه من نباشم کی باهات درد و دل می کنه
تموم کارش و بخاط ر تو ول می کنه
اگه من نباشم کی قدرتو می دونه
خستگیتو از چشمهای تو می خونه
اگه من نباشم کی تو رو دلداری می ده
اگه من نباشم کی تو رو امیدواری می ده ۲۵/۱/۷۸
کوی تو
به هزار روزنه امید پا می نهم به کوی تو
تا که آن معبود نظری کند بینم روی تو
نیایم به هیچ قصدی به کوی تو مگر به امید تو
به هر رهگذری که رسم نشانی دهم از موی تو
آیم چون گدائی به در خانه تو
آیم بدون هیچ نشانی نشانم بوی تو
کوی به کوی ، خانه به خانه نشانی خواهم از تو
به هر بهانه ایی آیم به سوی تو
به هر در و پیکری نظر کنم بینم چهره تو
به هر قرعه ایی که کشم باز آید شماره و گوی تو
به عادتی که مراست به تو ، مرا یار نیست جز تو
که بد خوی بر آورد مرا خوی تو ۳۰/۱/۷۸
وصف تو
زمزمه ها را عارفانه کنم
در وصف تو نگاه را ترانه کنم
به امید وصل تو جهان را آذوغه کنم
به هوای تو وطن را پر بهانه کنم
در غمت جهان را بسوزانم چون تلی
همه عالم را فدای شور عاشقانه کنم
به جز وصل تو نیست اندیشه مرا
هر تیری که بر قلبم زنی ، من دیوانه کنم
شکایتی نیست خود کرده را تدبیر نیست
تمام عالم و آدم را وصف دردانه کنم
از صبح تا شام بنالم با دلی پر خون
هر غمیست مرا ، نبینی چون بر دل ، خانه کنم ۳۰/۱/۷۸
دخترم
دخترم ، تاج سرم
با اینکه تو نیستی در برم
به امید تو زنده ام
از عشق تو پاینده ام
بیا بنشین تو کنارم
تو ای شکوفه انارم
به امید روزی که دوای درد بابا بشی
گلشن امید باغ سرد بابا بشی
تو زیبا خورشید من ۲/۱۰/۷۹
تابنده مهشید من
فقط تو
قایم می شدیم ، یک جا ، یک مکان
مثل بازیهای کودکان
بی سایه بودم دنبال سایه می گشتم
بی پایه بودم دنبال پایه می گشتم
در خلوتم تو را فریاد می کردم
مرا فراموش ، تو را یاد می کردم
تمام وجودم نگاه توست
تمام امیدم پگاه توست
تو ای گل بی خارم
تو دریا ، من بخارم ۱۰/۱۰/۷۹
رهایی
من یونس و
تو مونس من
تو راهی شدی و
من گرفتار ماهی
ماهی منو رها کن
رها از تمام شرها کن



